1- منظور آیه از اهل بیت همان چهارده معصوم هستند، او به دو روایت از ام سلمه همسر پیامبر ص که جلال الدین سیوطی در تفسیر «الدر المنثور» آورده و به حدیث کساء معروف است( ) استناد کرده و میگوید که ام سلمه خود را مشمول آیه تطهیر نمیدانست.
2- اگر منظور زنان پیامبر ص میبود، چرا ضمیر جمع مذکر (عنکم) و (یطهّرکم) آمده و ضمیر مؤنث (عنکن) و (یطهرکن) نیامده است؟ و ادعا کرده که ضمیر جمع مذکر در دو کلمه «عنکم» و «یطهرکم» به همان معصومین برمیگردد.
پاسخ:
اولاً: در مورد واژه «اهل» باید گفت: اصولاً در قرآن (اهل) به جمعی گفته میشود که در اموری باهم نقاط مشترکی داشته باشند؛ همچون «اهل کتاب» که در داشتن کتاب اشتراک دارند، یا «اهل اسلام» که در اسلام، اشتراک عقیده دارند( ). بنابراین، واژه اهل در مصادیق مختلف به کار رفته، اعم از همسران پیامبر ص، افراد خانواده و کسانی که مشترکات عقیدتی دارند، باید به قبل و بعد آیه نگریست تا معنی مورد نظر «اهل» را در آنها یافت.
در آیه تطهیر، بنابر قرینة «یا نساء النبی» در آغاز مطلب، و ضمایر جمع مؤنث تا انتهای آیهها و خود آیه معلوم میشود: مراد از واژه «اهل» همان زنان پیامبر ص میباشند؛ همانگونه که خداوند متعال میفرماید:
(الأحزاب: ٣٢ – ٣٤) «ای زنان پیامبر! شما مثل هیچیک از زنان دیگر نیستید، اگر میخواهید متقی و پرهیزکار باشید، صدا را (به گونهای هوسانگیز) نرم و نازک نکنید (و با ناز و کرشمه سخن نگویید!) نکند که بیماردلان چشم طمع به شما بدوزند، بلکه به صورت شایسته و برازنده سخن بگویید، و در خانههای خود بمانید (و جز برای انجام کارهایی که خدا به آنها اجازه داده، از خانههایتان بیرون نروید) و همچون جاهلیت پیشین در میان مردم ظاهر نشوید و خودنمایی و آرایش نکنید! (و خود را در معرض تماشای مردم قرار ندهید!)، نماز را به پا دارید، زکارت را بپردازید و از خدا و رسولش اطاعت نمایید! زیرا قطعاً خداوند میخواهد پلیدی را از شما اهل بیت (پیامبر) دور کند و شما را پاکیزه سازد و آیات خدا و سخنان حکمتآمیز را که در خانههایتان خوانده میشود، (بیاموزید و برای دیگران) بازگو کنید، بیگمان خداوند (از تمام کارهایتان) دقیق و آگاه است».
ملاحظه میشود که در تمامی آیات قبل و بعد آن طرف خطاب همسران پیامبر ص هستند، و نمیتوان قطعهایی از آیات را برداشت و سیاق و ساختار آن را شکست...
بنابراین، منظور از «اهل» در این آیه همان «همسران پیامبر» به طور خاص میباشد، و منظور از «البیت» خانه پیامبر ص و حجرههای همسرانش است؛ همانگونه که در همان آیات میفرماید:
ﮋﭶ ﭷ ﭸ... ﮊ ﮋ ﮌ ﮍ ...ﮒ ﮓ ﮔ ﮕ ﮖﮊ
یا در جایی دیگر در همان سوره میفرماید:
(الأحزاب: ٥٣) «ای مؤمنان! به خانههای پیامبر وارد نشوید، مگر اینکه به شما اجازه داده شود».
شوکانی نیز در تفسیر خود روایتهای متعددی را از «ابن عباس»، «عکرمه»، «عطاء»، «کلبی»، «مقاتل»، «سعید بن جبیر ب» آورده که مقصود آیه همان همسران پیامبر ص میباشد( ).
اما در روایت منسوب به ام سلمه ك که از «الدر المنثور» سیوطی آورده اند، تمام علمای اهل سنت آن را جعلی و مردود دانسته اند، و در سلسله آن دو روایت «شهر بن حوشب» و «فضیل بن مرزوق الکوفی» و «عطیه الکوفی» و «عبدالله بن عبدالقدوس» دیده میشوند که همگی آنها به «تعصب و تدلیس و جعل» روایت و دروغگویی مشهورند( ).
اضافه بر این اگر روایت منسوب به ام سلمه میگوید که او مشمول آیه تطهیر نیست، قرآن نشان میدهد که هست و ما متن صریح قرآن را به خاطر سخن ساختگی منتسب به ام سلمه کنار نمینهیم!.
ثانیاً: و اما اینکه چرا دو ضمیر «عنکم» و «یطهرکم» برخلاف سایر ضمایر جمع مؤنث که در آیات آمده، به صورت جمع مذکر ذکر شده، باید گفت: به خاطر لفظ «اهل» میباشد که هردو ضمیر به آن برمیگردند، نظیر این مورد در قرآنکریم که أفصح کلام است! فراوان است که به چند نمونه از آنها اشاره میشود:
(الأنعام: ٧٨) «پس وقتی که خورشید را درخشان و تابناک دید گفت: این است پروردگار من! این بزرگتر از ما و ستاره است!».
در حالیکه «الشمس» مؤنث لفظی است و صفت آن نیز بازغه به صورت مؤنث ذکر شده است، اما در جمله بعدی چون لفظ «رب» مشارٌالیه است، با ضمیر مذکر «هذا» به آن اشاره شده، همچنین صفت تفضیلی مذکر «أکبر» برای «الشمس» که مشارٌالیه «هذا» میباشد ذکر شده، نه «هذه» و نه «کبری» که قاعدتاً میبایست برای «الشمس» ذکر میشدند.
پس ذکر اسم اشاره و ضمیر تفضیلی مذکر در این آیه برای «الشمس» به اعتبار کلمه «رب» است؛ چنانکه ضمیر جمع مذکر در آیه تطهیر بعد از آن همه ضمایر مؤنث: «لستن»، «اتقیتن»، «فلا تخضعن»، «قلن»، «قرن»، بیوتکن»، «تبرجن»، «أفمن»، «آتین» و «أطعن»، به اعتبار «اهل» میباشند و جز این معنی دیگری ندارد، و اما نمونههایی واضحتر:
(هود: ٧١ – ٧٣) «همسر ابراهیم (ساره که در آنجا) ایستاده بود (از این خبر که آنها فرشتگان هستند و برای نجات برادرزاده ابراهیم، یعنی لوط و سایر مؤمنان از دست کفار آمده اند) خندید، ما (توسط همان فرشتگان) بدو مژده (تولد) اسحاق و به دنبال او (تولد) یعقوب (از اسحاق) را دادیم، گفت: ای وای! مگر من که پیرزنی هستم از او (ابراهیم) شوهرم که پیرمردی است فرزندی میزایم؟! این چیز بسیار شگفتی است! گفتند: ای اهل بیت (ابراهیم)! آیا از کار خدا تعجب میکنی؟! رحمت و برکات خدا شامل شماست، بیگمان خداوند ستوده و بزرگوار است».
این گفتگوی ملائکه با ساره همسر ابراهیم است، زمانی که او را در حالی که نازا و پیر بود به تولد اسحاق بشارت دادند.
و همانگونه که میبینیم: خداوند لفظ «أهل بیت» را با زبان ملائکه برای زن ابراهیم به کار میبرد نه دیگری، و جمع مذکر «علیکم» که به جای «علیکن» آمده به همان «اهل» برمیگردد... موضوعی که مفسران شیعه نیز به آن اعتراف دارند و منظور از «اهل البیت» را تنها ساره دانسته اند( ). زیرا ابراهیم و ساره در آن موقع هنوز دارای فرزندی نشده بودند و تنها مخاطب ملائکه نیز او بوده است!.
نمونهای دیگر:
(القصص: ٢٩) «هنگامی که موسی مدت (قرارداد بین خود و شعیب) را به پایان رسانید و همراه خانوادهاش (یعنی زنش، دختر شعیب از مدین به سوی مصر حرکت کرد)، در کنار کوه طور آتش را دید، به اهل بیتش گفت: بایستید، من آتشی را میبینم، شاید از آنجا خبری یا شعلهای را برایتان بیاورم تا خویشتن را بدان گرم کنید!».
در آنجا نیز بحث از موسی و همسرش دختر شعیب است که به تنهایی از مدین به سیناء میرفتند.. تمام مفسران شیعه نیز به این موضوع اعتراف دارند که کسی به جز همسر موسی با او حضور نداشته است( )، پس چرا در مورد همسر حضرت موسی ضمایر به صورت تأنیث أمکثی، آتیک، لعلک، تصطلین نیامده است؟.
بازهم نمونهای دیگر:
(آل عمران: ١٢١) «(ای پیامبر! به یاد آور) زمانی را که سحرگاه از میان خانوادة خود بیرون رفتی و پایگاههای جنگ را برای مسلمانان آماده میکردی و خداوند شنوا و دانا است».
این جریان مربوط به زمانی بود که پیامبر ص از نزد همسران خود بیرون آمد و آنگونه که در روایات و تفاسیر آمده، رسول خدا ص بعد از اینکه لباس رزمی خود را پوشید از منزل عایشه برای حضور در جنگ احد خارج شد( ).
در احادیث نیز آمده که پیامبر ص زمانی که به حجره زنانش وارد میشد، میفرمود: «السلام علیکم أهل البیت ورحمـﺔ الله وبرکاته»( ).
در جریان «افک» تهمت ناروایی که به عایشه زده شد، پیامبر ص در مورد همسرش از أسامه بن زید نظرخواهی کرد، أسامه گفت: «هم أهلک ولا أعلم إلا خیراً»( ) «او اهل و خانواده توست و من جز نیکی چیزی از او ندیده ام.» میبینیم که آن را به صورت ضمیر جمع مذکر (هم) ذکر نموده! البته اینگونه نمونهها فراوانند..
ثالثاً: اما در مورد معصومبودن ائمه باید گفت که خداوند در آن آیه «طهارت و تزکیه تشریعی» را بیان فرموده، نه «تطهیر تکوینی» و مادرزادی را.
زیرا که انسانها با «پرهیزکاری»، «عفت گزینی»، «اقامة نماز»، «پرداخت زکات» و «اطاعت از خدا و رسولش» تزکیه میشوند و پاک میگردند.
خداوند این مطلب را در مورد عموم مسلمانان نیز فرموده است که:
(المائدة: ٦) «خدا نمیخواهد بر شما سخت بگیرد، بلکه میخواهد شما را پاک گرداند و نعمتش را بر شما کامل کند، به این امید که او را سپاسگزاری کنید».
همچنین میفرماید:
(التوبة: ١٠٣) «از اموال شان زکات بگیر تا پاک شان گردانی و تعالی شان بخشی».
البته احادیث صحیحی موجود است که میگوید: پیامبر ص گاهی علی و فاطمه را برای نماز بیدار میکرد، و «آیه تطهیر» را قرائت میفرمود، و این به آن معناست که آیه عمومیت دارد و علاوه بر زنان، فرند و دامادش همه مسلمانان نیز میتوانند: با عمل به دستورات خدا و اجتناب از نواهیاش پاک شوند و مصونیت پیدا کنند، نه آنکه «تطهیر تکوینی» و «عصمت ذاتی و مادرزادی» را در مورد ایشان اعلام نماید!.
بنابراین، همانگونه که در روایت زید بن الأرقم نیز آمده( ) «اهل بیت» در درجه اول همان «همسران پیامبر» هستند، و سپس فرزندان، عموها و عموزادههای او را نیز شامل میشود، اما غالب شیعیان تنها چهار نفر آل عبا «علی، فاطمه، حسن و حسین» و فرزندان ایشان را اهل البیت میدانند و بقیه دختران، دامادها، عموها و عموزادههای رسول خدا را معصوم نمیدانند!.
جالبتر این است که دیگر فرزندان امیرالمؤمنین علی که عبارتند از: زینب و ام کلثوم (همسر حضرت عمر)، محمد بن حنفیه، أبوبکر، عمر، عثمان، عباس، جعفر، عبیدالله، یحیی، را غیر از حسن و حسین، و فرزندان امام حسن، فرزندان امام حسین ب، غیر از امام زین العابدین، فرزندان زین العابدین غیر از امام باقر، و فرزندان او و.... را از عضویت در «اهل بیت و عصمت» محروم میسازند!.
همچنین دیگر دختران پیامبر ص را غیر از فاطمه ك از این حق محروم ساخته، و زینب (همسر ابی العاص بن ربیع) و رقیه و ام کلوم (دو همسر عثمان) را جزو آنها به حساب نمیآورند.
اگر علی به خاطر داماد پیامبر ص بودن عضو اهل بیت محسوب میشود، عثمان که دو بار داماد پیامبر ص بوده و ابی العاص بن ربیع نیز داماد رسول خدا بوده است!.
اگر حضرت علی به خاطر عموزادهی پیامبر بودن معصوم است، چرا جعفر و عقیل دیگر برادران علی از این حق محروم شده اند؟ چرا عموهای پیامبر ص از جمله: عباس و فرزندانش از جمله عبدالله از حق عضویت در «اهل البیت و معصومیت» محروم گشته اند؟!.
